در هر شهر یا مجموعه که جمعیت وجود دارد، بخشی به نام فرهنگ، جزئ لاینفک زندگی انسان است، یکی از پدیده هایی که به عنوان ظرفیت و جریان فرهنگی در شهرها بحث شده گذرهای فرهنگ و هنر است.
ایجاد گذرها در جهان مسئله نوظهوری نیست، به اقتضای شهرها و مکان های توریستی، گذرهای بسیاری در سراسر جهان وجود دارد که در حقیقت فضای تنفسی فرهنگ شهر را به عهده دارند ؛ مکان هایی که به عنوان قطب گردشگری شناخته شده و ساکنین شهرها برای گذراندن اوقات فراغت می توانند در این گذرها حضور پیدا می کنند و از امکانات و خدمات گروه های مختلف سنی از کودکان و نوجوانان تا بزرگسالان از آن استفاده کنند.
رویکرد لایه ای به پدیده گذر فرهنگ و هنر به لحاظ مدیریت اجرایی، سیاست شهری و مدیریت فرهنگی و تعاملات بین بخشی در این امر بسیار مهم است.
در بررسی های انجام شده؛ گذر فرهنگ و هنر در یک موقعیت شهری دارای چندین لایه متنوع روی هم قرار گرفته اند که در نهایت به گذر تبدیل می شود.
لایه اول در گذرهای فرهنگ و هنر
فضای کالبدی طراحی و معماری ، مبلمان و زیبا سازی محیطی است که اولین لایه ای است که مخاطبین و شهروندان با آن مواجه می شوند که به لحاظ کف سازی ، جداری و هویت بصری تفاوت قابل توجهی با سایر بخش های دیگر شهر دارد.
به این معنی که وقتی شهروندی در گذر فرهنگ و هنر قرار می گیرد به لحاظ هویت بصری متوجه شود که وارد فضای متفاوتی شده است. اینکه در خارج از گذر خیابان ها و رفت و آمد و فضاهای معبر و عبور مردم شهری جریان دارد.
زمانی که وارد گذر فرهنگ و هنر می شود با عناصر طبیعی نور ، رنگ ، فضای سبز و موقعیت کف گذر و نوع جدارها و طراحی خاص و هویت خاصی روبرو می شود که متناسب با رویکرد کارهای فرهنگی صورت گرفته و مخاطب متوجه تفاوت فضای متفاوتی با فضاهای متدوال شهری می شود.
این لایه دارای ملاحظاتی است که از لحاظ هویت بصری و طراحی مبتنی بر فضاهای فرهنگ عمومی شهر ، فضای روانی و اجتماعی و سلیقه ای می تواند در طراحی آن گذر تاثیر داشته باشد. که اصطلاحا مناسب سازی و همسان سازی بستگی آن با بافت آن شهر – اگر بافت تاریخی یا مدرن باشد- متفاوت است.
لایه دوم در گذرهای فرهنگ و هنر
لایه مدیریتی و روابط درون بخشی بین سازمان ها و ارگان های شهری است که به نحوی با فرهنگ ارتباط دارند که می بایستی این ارتباطات هماهنگ ایجاد شود تا شرایط برای حضور پایدار در فضای کسب و کارهای فرهنگی در گذرها ایجاد شود.
دستگاه های مشخصی در کشور وجود دارد مانند شهرداری ها ، میراث فرهنگی، وزارت ارشاد و ادارات کل ارشاد و همینطور سازمان های که بحث امنیتی و محافظتی گذرها را بر عهده دارند ، که می بایست در توافقی هماهنگی درون بخشی ایجاد شود.
فضاهای عمومی شهری که که به لحاظ ضروریت های شهری تحت مدیریت شهرداری هاست و فضاهای تاریخی که به لحاظ قدمت تاریخی، میراث فرهنگی باید در خصوص بازسازی نظارت کافی و شایسته داشته باشد.
ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوزهای لازم برای رویدادها و امکانات لازم برای کسب و کار صادر می کنند و همینطور سیستم امنیتی از گذر حمایت می کند که باید همگی در یک روابط مشخص همسو باشند تا راه اندازی گذر به نحو مطلوبی انجام گیرد.
لایه سوم در گذرهای فرهنگ و هنر
تعاملاتی است که در گذرها اتفاق می افتد، بحث توجیه اقتصادی برای فضای کسب و کار در گذرهای فرهنگ و هنر وجود داشته باشد و در خصوص به صرفه بودن راه اندازی آن کسب و کار با دو رویکرد اتفاق می افتد مدیریت گذر یک پارچه است که تحت سازمان یا شخص حقوقی اداره می شود.
در گذرها به طور معمول خدمات فرهنگی و تفریحی با هم ارائه می شود که ترکیب آن یک مدل توجه پذیر اقتصادی را برای بهره برداری فراهم می کند؛ اگر در بخش فرهنگی درآمد کمی داشته باشد، در بخش رفاهی می توان جبران کرد.
وجود چندین کسب و کار در گذر که هر کدام از آن ها برنامه ریزی و فعالیت خاص خودشان را انجام می دهند در این مدل، کاهش هزینه های سرمایه گذاری و راه اندازی کسب و کارها تحت حمایت شهرداری ها را در پی خواهد داشت.
اگر شهرداری ها قراردادهای در قالب حمایت و در زمان مناسبی بین ۲ تا ۵ ساله اجازه فعالیت ها به فضاهای کسب و کار در گذرها بدهند به مرور زمان کم رونقی و مدیریت ریسک انجام می شود.
لایه چهارم در گذرهای فرهنگ و هنر
شرایط برای مصرف کنندگان و مخاطبین اصلی گذرهای فرهنگ و هنر به لحاظ آموزش واطلاع رسانی ، به گونه ای فراهم شود تا رفتار رشد یافته فرهنگی و اجتماعی در جامعه بروز پیدا کند.
اینکه مردم بدانند هزینه در حوزه فرهنگ و هنر هزینه نیست و سرمایه گذاری است و در این حمایت گروهی و مردمی و اجتماعی باید به آن توجه شود.
لایه پنجم در گذرهای فرهنگ و هنر
راه اندازی شبکه تولید و توزیع محصولات فرهنگی باید شکل گیرد که محصولات فرهنگی با قیمت مناسب در کمترین زمان در اختیار مخاطبین قرار بگیرد. این لایه بسیار مهمی است که سیاست گذاران فرهنگی در سه سطح شهری، استانی، ملی و بین المللی به آن توجه داشته باشند.
ممکن است سرمایه و ارزش های فرهنگی در شهر وجود داشته باشد که قابلیت جهانی شدن دارند مانند صنایع نساجی، سفال، صنایع تزئینی، هنرهای نمایشی و ….. که می تواند طیف بسیار وسیعی در حوزه خدمات فرهنگی به وجود آورد.
این لایه نیازمند حضور نهادهای واسطه ای و توسعه ای هستند، این نهاد بین دولت و جامعه قرار گرفته و مدیریت این شبکه در راستای خطی با لایه دوم سازمان فرهنگی شهر پیدا می کند که بحث تولید و توزیع محصولات فرهنگی تا حدی گارانتی و خدمات توزیع در شهرها داشته باشند.
لایه ششم در گذرهای فرهنگ و هنر
پیوست رسانه ای؛ تهیه و تولید گزارش و تصویر از کسب و کار و فضاهای فرهنگی و هنری هستند تا در اختیار مردم و شبکه های اجتماعی قرار گیرد.
از آنجا که حوزه فرهنگ جز لاینفک انسان است، جامعه به این موضوع حساس می شود و سرمایه گذاری در این بخش افزایش پیدا می کند.
این پیکره گذر است که در لایه های مختلف به آن اشاره شد، برای تاسیس یک گذر فرهنگ و هنر پایدار، رویکرد علمی و تخصصی برای تقویت از آن لایه ها در محیط هر شهر به اقتضای خودش بسیار ضروری است و آن دلیلی که باعث می شود که سرمایه گذار در گذر فرهنگ و هنر به نتیجه نرسد عدم توجه مدیریت علمی و کارشناسی است که می بایست ادبیات مدیریت راه اندازی و بهره برداری توسعه و مدل اقتصادی این گونه احصا شود و برای سایر گذرهای فرهنگ و هنر دیگر به کار گرفته شود.

بهرام جمالی، استاد دانشگاه و کارشناس امور فرهنگی